1 اصولا یکی از جاهایی است که خیلی از دادههای انسانشناختی را میتوان از آنجا به دست آورد. شاید خندهدار باشد؛ اما خیلی چیزهای خندهدار میتواند منبع دادههای علمی جدی و بحثبرانگیز شود. برای نمونه در انسانشناسی باستانشناختی (که البته برخیها مخالف این هستند که باستانشناسی زیرشاخهای از انسانشناسی است) نیز، یافتن مدفوع انسانها در هنگام کاوش، میتواند دادههای خوبی درباره رژیم و تنوع غذایی در گذشته، پوشش گیاهی و جانوری آن سرزمین در گذشته، احتمالا تابوهای خوراکی، بیماریهای گوارشی و... به دست دهد.
توالت رفتن هم میتواند دادههای زیادی درباره فرهنگ مردم فراهم کند. با توجه به موارد زیر میتوان دادههای جالبی درباره یک فرهنگ به دست آورد:
فعالتهای جنبی در توالت (مثلا برخیها روی سنگ توالت فرنگی، روزنامه یا داستانهای کوتاه میخوانند یا امروزه، با گوشیهای هوشمند خبرها را خوانده یا پیام به دوستانشان میفرستند)؛
همه اینها دادههایی را در اختیار یک پژوهشگر انسانشناس میگذارد تا بتواند بر پایه آن به فهم و تجزیه و تحلیل بخشهایی از فرهنگ مردم مورد مطالعه بپردازد. و البته چون انسانشناسی نگاهی کلگرا دارد، عموما این دادهها را در کنار دادههای بخشهای دیگر فرهنگ گذاشته و به آن میپردازد.
پینوشتها:
* سنگ توالتی که در تصویر است و میشود آنرا توالت رایانهای یا کامپیوتری نامید، صفحه کلیدی در کنارش دارد که کلیدهایش اینگونهاند:
کلید ویژه شستن زنان، کلید ویژه پاشیدن آب متمرکز؛ کلید ویژه پاشیدن آب پخششده (و بنابراین شستن مرکز و اطراف)، کلید ویژه باد پنکه (که پس از شستن، بدن را خشک میکند)، و کلید توقف هر کدام از این مراحل. ضمن اینکه خود نشیمنگاه این سنگ توالت، همیشه توسط نیروی برق، گرم نگاه داشته میشود که برای زمستان مناسب است و البته آبی هم که به بدن میپاشد گرم است. چند شب پیش این سنگ توالت را در رستورانی در آنکارا دیدم که بهانهای شد برای نوشتن این یادداشت. هرچند درباره انسانشناسی توالت با یک جستجوی ساده میتوان نوشتههای زیادی در اینترنت به دست آورد. همچنانکه کتابی که عکسش را در زیر میبینید نیز، فرهنگ توالت رفتن از دوران باستان تا امروز را در ترکیه (که بخشهای غربیاش زمانی جزو تمدن یونان بود) نشان میدهد.
** سالها پیش شخصی سادهلوح در محلهمان داشتیم به نام «آقا هاشم». او چند سالی در کویت کار کرده بود و خاطرات زیادی از آنجا برایمان تعریف میکرد. از جمله اینکه میگفت کویت توالتهایی دارد که صندلی دارند و پس از قضای حاجت، یک دست از توی دیوار بیرون میآید و پشت شما را میشوید. ما هم گمان میکردیم از روی ساده لوحیاش دارد چاخان میکند؛ که البته چاخان و در واقع مبالغه بود. نخستین باری که روی سنگ توالتهایی نشستم که خودشان آب مستقیم به بدن میپاشیدند و نیاز به استفاده از دست نداشت، یاد آن خاطره آقا هاشم افتاده و منظورش را درک کردم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا باقریان