خرید بک لینک
در سه سال گذشته، پس از رویداد ۱۵ آگوست ۲۰۲۱/ ۲۴مرداد ۱۴۰۰، شاهد رهسپارشدن موج قابل توجه مهاجران افغانستانی به سوی مرزهای ایران و سپس مستقرشدنشان در اقصی نقاط ایران بودیم.جامعه و حکومت ایران بیش از چهار دهه است که مهماننواز حضور مهاجران افغانستانی میباشد، اما موج مهاجرتی جدید افغانستانیها برای جامعه و حکومت ایران نیز دارای پیامدهای مختلف امنیتی، اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی بوده است؛ یکی از این پیامدها، شکلگیری موجی از مهاجرهراسی و افغانستیزی، آن هم با تمرکز بیشتر در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی بوده است، در گفتگوی اختصاصی ایراف با دکتر امیر هاشمیمقدم به تبیین و تحلیل این موضوع پرداخته شده است.امیر هاشمیمقدم، انسانشناس، عضو هیئتعلمی دانشگاه مازندران و نویسنده کتاب «چرا افغانستان برای ایران مهم است؟» میباشد که سفرنامهاش به افغانستان نیز در کتابی تحت عنوان «سفر به سرزمین آریاییها» منتشر شده است.۱. جریانهای مهاجرهراسانه و افغانیستیزانه از کجا آب میخورند؟ و چه اهدافی را دنبال میکنند؟با درود و سلام.درباره افغانیهراسی (فارغ از بحثهایی که درباره واژه افغانی هست، فعلا بهطور قراردادی و بر پایه رواج کاربرد این واژه در ایران از آن استفاده میکنم) ما با یک عامل روبرو نیستیم، بلکه پدیده و رفتاری چندعاملی است که هر یک زمینهها و پیامدهای خاص خود را دارد. مهمترین آنها به نظرم این هشت مورد است:الف) مسئولین دولتی: در اینجا منظورم دو گروه از مسئولین دولتی است. نخست، افرادی همچون برخی نمایندگان مجلس، شهرداران، فرمانداران و... است. این گروه به وظایف خود درست عمل نمیکنند. بنابراین در حوزه جغرافیایی خودشان با مشکلات زیادی روبرو میشوند. یکی از دم دستترین توجیهات برای این ناکارآمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: شنبه 3 شهريور 1403 ساعت: 19:41

امیر هاشمی مقدم: روزنامه بشارت نوروزگاری این افتخار و فرصت را داشتم که هر پنجشنبه با هوشنگ مرادی کرمانی برویم کوه. در راه از تجربیات نویسندگیاش برایم زیاد سخن میگفت. آن موقع (حدود بیست سال پیش) هنوز تلفن همراه نداشت. میگفت از وقتی این گوشیها آمده، جوانان دیگر برای یکدیگر نامه عاشقانه نمینویسند. به جایش با یک پیامک «کوشی عشقم؟» سر و ته داستان را هم میآورند. در حالیکه در گذشته عشاق موقع نامهنگاری، لابلای دیوانهای شعر به دنبال بیت یا مصرع مناسبی میگشتند و جملاتشان را پر از تشبیه و استعاره میکردند. با این کار، زبان و ادبیاتشان هم قرص و محکم میشد. اما الان بسیاری از جوانان ما از نوشتن یک جمله ساده هم ناتوانند.اما از چه زمانی نگارش نامههای عاشقانه میان زنان و مردان ایرانی رواج پیدا کرد؟افسانه نجمآبادی در تازهترین کتابش «جریانهای پنهان خانوادگی: ناگفتههایی از عشق و ازدواج در ایران مدرن» بخشی مفصل را به همین نامههای عاشقانه اختصاص داده است. او در این کتاب نشان میدهد با رواج مدارس دخترانه در اواخر دوره قاجار و یادگیری خواندن و نوشتن توسط زنان، انتشار روزنامه که نثرش به زبان مردم عادی نزدیکتر بود، آشنایی با سبک زندگی اروپایی توسط کسانی که برای تحصیل و... به آنجا سفر میکردند، آغاز نگارش رمانهای فارسی و مهمتر از همه، پررنگ شدن خواست دختر و پسر در ازدواج (به جای الگوی قدیمی انتخاب همسر توسط خانواده)، نامهنگاری میان عشاق هم رواج مییابد. ضمن اینکه «احتمالا این نوع ارتباط، مشوقی برای یادگیری خواندن و نوشتن بوده است» (ص: ۷۹).نجمآبادی با دسترسیای که در آرشیو «زندگی زنان در عصر قاجار» به بسیاری از این نامههای قدیمی دارد، بهویژه با دسترسیاش به نامههای عاشقانه پدرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: پنجشنبه 31 خرداد 1403 ساعت: 15:23

به بهانه پایان پخش سریال «حشاشین».امیر هاشمی مقدم: انصافنیوزدر ماه مبارک رمضان، کلیپهای یک گردشگر مصری پر بازدید شده بود که در خیابانهای تهران با فیلمبرداری از برخی مردم که روزهخواری میکردند، از مسلمانی ایرانیان تعجب میکرد. در همین ماه رمضان سریال «حشاشین» هم توسط پیتر میمی، کارگردان مصری ساخته شد. علیرغم اینکه میدانم چنین ارتباطی نادرست است، اما ذهنم ناخودآگاه میان این دو رویداد ارتباط برقرار میکند. اسماعیلیه ایران در این سریال نه یک گروه شیعه مسلمان، بلکه صرفا یک گروه آدمکش و پیمانشکن و خانوادهستیز و... معرفی شده است.با توجه به استقبالی که از این سریال شد، هیچ بعید نیست فصلهای بعدی آن نیز ساخته شود. دست کم شمار زیادی از ایرانیان همزمان با مصریها، هر شب ماه رمضان یک قسمت این سریال را میدیدند. من هم به فراخور علاقهام به سینمای تاریخی (که پایاننامه کارشناسی ارشدم در این باره بود و بهصورت کتاب هم منتشر شد)، علاقهام به تاریخ و فرهنگ اسماعیلیه (که تاکنون چندین یادداشت در رسانهها درباره آنها نوشتهام) و آثار تاریخی و جاذبههای گردشگری ایران که بهویژه در صفحه اینستاگرامم تلاش دارم معرفیشان کنم، این سریال را با اشتیاق دنبال میکردم.در اینجا چند نکته درباره این سریال به ذهنم میرسد که مینویسم:۱- هنوز بسیاری از کشورهای مسلمان، ایرانیان را مسلمان واقعی نمیدانند. بسیاری اوقات این احساسات را آشکارا هم بیان میکنند. بخشی از این داستان به دوگانه شیعه-سنی و بخشی به دوگانه عرب-عجم باز میگردد. در این میان تاریخ و سرگذشت ایران نیز به چنین باورهایی دامن میزند. نخستین جنبشهای نظامی-سیاسی-فرهنگی علیه اعراب و دستگاه خلافت در ایران رخ داد. صفاریان، سامانیان، آل بویه، آلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: سه شنبه 11 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:02

امیر هاشمی مقدم: انصافنیوزروز پدر است. برای همین خودم را رساندم به خانه پدری تا در کنارش باشم. ۹۴ ساله است و تقریبا بینایی و شنواییاش صفر شده. اگرچه همچنان هوش و حواسش به جاست، اما حافظهاش تحلیل رفته و گاهی برخی پرسشها را چند بار در یک روز میپرسد. بهانهگیر هم شده و مرتب به فرزندانش و بهویژه به مادرم گیر میدهد. مادرم اگرچه ۱۲ سال جوانتر است، اما از پا افتاده و دیگر همچون دوران جوانی، تاب و توان اجرای دستورات پدر که روی تشکچه نشسته و اُرد میدهد را ندارد دیگر. خُلقَش تنگ است. گاهی بهانههایی میگیرد و چیزهایی میخواهد که نشدنی است. تا آنجا که گاهی با خواهر و برادرها درد دل میکنیم. ما هم یک جاهایی خسته میشویم از این رفتارهایش که کاملا بچهگانه شده.به تازگی کتاب «پیری» نوشته مهران حاجی محمدیان را خواندم. از سری کتابهای «مردمنگاری زندگی روزمره» است که انتشارات علمی و فرهنگی با همکاری معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران منتشر کرده. نویسنده رفته و با سی سالمند تهرانی (برخی در خانه سالمندان و برخی بیرون) مصاحبه کرده. عملا یعنی پای درد دلهایشان نشسته. جداگانه این کتاب را معرفی خواهم کرد (و انتقاداتم را نیز بر آن خواهم نوشت)؛ اما عجالتا به نظرم کسانی که در اطرافشان سالمند دارند این کتاب را بخوانند؛ شاید سختیهای زندگی در کنار سالمندان برایشان سادهتر و شیرینتر شود؛ چرا که زاویه نگاهشان به موضوعات متفاوت خواهد شد.در این کتاب خاطرات و سرگذشت برخی سالمندان آمده که فرزندان ترکشان کردهاند؛ برخی دیگر آواره و کارتنخواب شدهاند؛ برخی از فرزندانشان کتک میخورند؛ برخی دیگر را فرزندانشان بردهاند در مکانهای عمومی همچون امامزاده صالح تجریش و رها کردند؛ برخی دیگر فقط خاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 14:17

امیر هاشمی مقدم: انصافنیوزچند روز پیش در گشت و گذار اینترنتی چشمم به کتاب «عجایب و غرایب ارضالسواد: مردمنگاری از عراق و خاطرات پیادهروی اربعین» افتاد و سفارش دادم و بالاخره به دستم رسید. حقیقتا عنوان کتاب کاملا به جاست: آنچنان مطالبش عجیب و غریب بود که نتوانستم بیشتر از ۴۰ صفحه از ۲۵۰ صفحهاش را بخوانم و گذاشتمش کنار. چرا؟ پیش از آنکه پاسخ این پرسش را بدهم، اجازه دهید توضیح دهم اصلا چرا این کتاب را خریدم.بهواسطه رشته و علاقهام، معمولا هر کتاب مرتبط با انسانشناسی به چشمم بخورد را میخرم. «مردمنگاری» که در عنوان این کتاب آمده هم، اصلیترین روش انجام پژوهشهای انسانشناسی است و مهمتر آنکه من هم اخیرا سفرنامه اربعینم را با همین نگاه «مردمنگارانه» منتشر کردم. همینها کافی بود تا کتاب را سفارش بدهم. البته چون شمار انسانشناسان ایرانی بسیار اندک است، معمولا یکدیگر را از دور یا نزدیک میشناسیم؛ با این وجود نام نویسنده این کتاب را تاکنون نشنیده بودم.از مقدمه کتاب مشخص شد نویسنده که روزگاری مدیر خانه فرهنگ ایران در بغداد بوده، مجموعهای از حکایات که از اینسو و آنسو (عمدتا از عراقیها) شنیده را زیر این عنوان گردآوری و منتشر کرده است. برخی حکایات هم البته تجربیات شخصی نویسنده در عراق است. هر دو دسته واقعا فاجعهبارند. اجازه دهید از آخرین حکایت کتاب که خواندم و دیگر کشش خواندن چنین مطالبی را نداشتم آغاز کنم.نویسنده در حکایتی با نام «دو خواسته عجیب امریکاییها» اشاره میکند به اینکه از طریق یکی از دوستان عراقیاش متوجه میشود یک امریکایی خیلی مایل است با او ارتباط برقرار کند. طبیعتا او به ماجرا مشکوک شده و نمیپذیرد. امریکایی به هر روشی متوسل میشود، به درِ بسته میخورد. نهایتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 14:17

امیر هاشمی مقدم: انصافنیوزدیروز از چالوس راه افتادم به طرف بابلسر. سر سهراهی «۴۵ متری»، تندیس مردی درست شده با چتری در یک دست و فانوسی در دست دیگر. همین چند روز پیش درستش کردند. خود این سهراهی و دور برگردانش هم به تازگی ایجاد شده. برایم همچون روز روشن است که دیری نخواهد پایید که هم سهراهی را دوباره تغییر شکل میدهند و هم این تندیس را برمیدارند و جایش تندیس یا سازه دیگری میگذارند.از چالوس بیرون میروم و ساعتی بعد از میانه شهر نور میگذرم. چهارراه مرکزی شهر را دوباره خراب کردهاند و دورش را فعلا پوشاندهاند تا به زودی ببینیم از درون این «لُپ لُپ» چه برایمان بیرون خواهند آورد. قبلا پنج سالی ساکن نور بودهام و در همان مدت دیدم چندین بار در این میدان تندیسی یا سازهای درست کردند و هنوز مدتی نگذشته، خرابش میکردند تا تندیس دیگری درست کنند. گاهی هم کلا میدان را برمیداشتند تا حالت چهارراه داشته باشد و پس از مدتی دوباره یک میدانک کوچک وسط چهارراه درست میکردند. روی بدنه حصاری که دور این میدانک کشیدهاند با خط درشت نوشتهاند «نور: پایتخت ساحلی ایران». شهری که پانزده سال است مسئولانش دارند این لقب دهان پرکن را به آن میچسباند، اما حتی یک چهارراهش را نتوانستهاند سامان دهند. یادش به خیر؛ ۱۲ سال پیش بود در روزنامه همشهری استان ویژهنامهای با کمک دانشجویانم منتشر کردم درباره همین لقب بیربط و نچسب «پایتخت ساحلی ایران» که دستاوردی به جز نابودی جنگلها و منابع طبیعی برای این شهرستان نداشت.همچنان در همین افکار غوطهورم که خودم را در وسط بابلسر میبینم. میدان شهربانی هم به همان وضعیت میدان یا چهارراه مرکزی شهر نور گرفتار است. دورش را حصار کشیدهاند و باید منتظر باشیم ببینیم چند روز دیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: جمعه 20 بهمن 1402 ساعت: 2:21

امیر هاشمی مقدمدو روز پیش سالروز شهادت امیرکبیر بود. او در بیستم دیماه هزار و دویست و سی و یک در حمام فین کاشان به دستور ناصرالدین شاه کشته شد. دلاک رگ هر دو دستش را زد، اما پیش از آنکه بمیرد میرغضب لگدی بر پشتش زد و دستمالی در گلویش فرو برد و گلویش را فشرد تا جان سپرد. همان روز در اینستاگرام و فیسبوک یادداشت کوتاهی دربارهاش نوشتم. در آن نوشته البته جملهای هم بیان کرده بودم که هرچه بیشتر فکر میکنم بیشتر به درستیاش پی میبرم. آنجا نوشته بودم:«نمیدانم؛ شاید اگر امیر شرایط زمانه را بیشتر در نظر میگرفت و چنین بیپروا و به یکباره در برابر همه (از شاه و دربار و روحانیون گرفته تا انگلیس و روسیه و عثمانی) نمیایستاد، اندک اندک میتوانست با حساسیت برانگیزی کمتر کارها را سامان دهد و اثرگذاری ماندگارتری داشته باشد».محمدرضا جوادی یگانه همان شب در کانال تلگرامیاش یادداشتی درباره امیرکبیر نوشت و ویژگی فعالیتهای اصلاحگرانه او را همزمانی و همهجانبگی دانسته بود. با توجه به جمله بالاتر که از نوشته اینستاگرامی خودم نقل کردم، به نظرم همین همزمانی و همهجانبگی فعالیتهایش کار دستش داد.محمد فاضلی چند سلا پیش در فایل سخنرانی بسیار مشهور «پیل و پراید» اشاره کرده بود که امروزه و با توجه به ساختار مدیریتی کشور نمیتوان فعالیت بزرگ و همهجانبهای انجام داد؛ چرا که سریعا با واکنش بسیاری کسانی که منافعشان به خطر میافتد روبرو خواهد شد. به جای آن باید روی «موفقیتهای کوچک» متمرکز بود که چندان حساسیت برانگیز نباشد. اما وقتی سطح فعالیتها و موفقیتهای کوچک گسترده باشد و در سطحی وسیع توسط افراد بسیاری انجام شود، خواه ناخواه به نتایج بزرگ خواهد انجامید.درباره امیرکبیر هم احتمال قوی میدهم چنانچادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: سه شنبه 26 دی 1402 ساعت: 22:12

در حالیکه بسیاری از سفرای کشورهای غربی و شرقی و هنرمندان و ورزشکاران غیر ایرانی شب یلدا را شادباش میگویند، سخنگوی گروهک طالبان یلدا را کاری مشرکانه دانسته که جرم است.بارها گفته و نوشتهام که طالبان بیش از آنکه گروهک بنیادگرای دینی باشد، گروهکی قومگرا است که تنظیمات کارخانهاش بر پایه ضدیت با زبان فارسی و ایرانستیزی است. اینکه در همین دو سال و نیم بسیاری از فارسیزبانان تاجیک و هزاره را آواره کرده و پشتونهای همتبارشان را جایگزین سرزمین آبا و اجدادی آنها کردهاند، اینکه زبان رسمی کشوری که بیش از هزار سال اصلیترین پایگاه زبان فارسی بوده را پشتو کرده و همه نامههای اداری و سخنرانیهایشان به زبان پشتو شده، اینکه تابلوهای فارسی ادارات و دانشگاهها و... را یکی یکی دارند پایین میکشند، اینکه رییس جدید دانشگاه تخار اعلام کرده: «از واژههای بیگانه دانشگاه و دانشکده در ترانسکریپت و دیپلوم استفاده نکنید» (که یعنی واژههای فارسی دانشگاه و دانشکده برای آنها بیگانه است، اما واژههای انگلیسی ترانسکریپت و دیپلم بیگانه نیست)، اینکه تاریخ هجری شمسی را به هجری قمری برگرداندند، اینکه تلاش میکنند عید نوروز برگزار نشود، اینکه شب یلدا را مشرکانه و جرم میدانند و دلایل و شواهد بسیار دیگری ذات ایرانستیز و فارسیگریز این گروهک را نشان میدهد.با این همه هنوز برخی رسانههای خاص ما هر رفتار ضد ایرانی این گروهک را سریعا توجیه و ماستمالی میکنند. بدتر از همه رفتار وزارت امور خارجه ماست که در دیدار هیئتهای رسمی این گروهک از ایران، مترجم میگذارند؛ اتفاقی که از ابتدای استقلال افغانستان تاکنون بیسابقه بود و برای نخستین بار سنگ بنای این رفتار ضد ایرانی و عجیب نهاده شد. همچنانکه کارمندان بخش روادید/ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: شنبه 9 دی 1402 ساعت: 5:35

نعمتالله فاضلی (استاد انسانشناسی): روزنامه شرقکتابی این روزها خواندم که در نوع خودش نظیر ندارد: «دیدار و گفتگو با روح چنگیزخان» (۱۴۰۲) نوشته امیر هاشمی مقدم.میگویم این کتاب نظیر ندارد، چه، اولین سفرنامه فارسی در سالهای اخیر درباره مغولستان است. هاشمی مقدم پا به سرزمین ناشناختهای میگذارد و توجه ما را به جایی جلب میکند که بکر و تازه است. توصیفهای خواندنی و دلنشین از پدیدهها و تجربههای بکر و تازه، و تحلیلهای تطبیقی و انتقادی نویسنده، خواننده را از همان بای بسمالله کتاب تا انتها دنبال خودش مشتاقانه میکشاند.نویسنده شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۶ وارد «فرودگاه چنگیزخان» در اولانباتور پایتخت مغولستان میشود و نوزده روز در آنجا اقامت دارد تا در دوره مغولشناسی شرکت کند.هاشمی مقدم انسانشناس و مردمنگار حرفهای است و میداند چگونه مشاهده کند، چگونه مشاهداتش را بنویسد و از هر فرصتی برای یادگیری و یاد دادن نهایت بهره را ببرد. ضمنا او سفرنامهنویس حرفهای هم هست و فوت و فن نوشتن را خوب تمرین کرده است.از مغولستان چه میدانیم؟ هیچ. واقعا هیچ، جز این که مغولها روزگاری به ما حمله کرده و چنگیزخان و سربازانش ایران را نابود کردهاند. ما حتی از سهم و نقش ایلخانان در ایران هم اندک میدانیم.حالا بعد از چند قرن یک ایرانی کنجکاو، خلاق و ایراندوستِ تمامعیار میرود به شهر و دیار مغولها تا ببیند آنها چگونه زندگی میکنند، چه میخورند، چه میپوشند، به چه دین و آیینی هستند، چه زبانی دارند، توسعه یافتهاند یا نه و پرسشهای بسیار دیگر. ضمنا میخواهد ببیند مغولها چه شناختی از ایران و ایرانی دارند و سهم ما امروز در مغولستان چقدر است.«مغولستان در ایران سفارتخانه ندارد» (ص ۱۶) و همین دردسرهای بزرگی برای ویادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: شنبه 18 آذر 1402 ساعت: 1:25

امیر هاشمی مقدم: انصافنیوزچهارشنبه دو هفته پیش بود که سرِ شب مانند خیلی از شبهای دیگر رفتم پارک هلستان نوشهر برای ورزش. شهرداری کمی وسیله ورزشی آنجا نصب کرده که البته من بیشتر برای دویدن به آنجا میروم. کنار خیابان اصلی و به نوعی وسط شهر است. چند دکه جگرکی هم شبها بساطشان را آنجا پهن میکنند و با حضور مشتریان از یکسو و کسانی که برای ورزش یا قدم زدن میآیند از سوی دیگر، پارک نسبتا شلوغ میشود.همینطور که داشتم میدویدم به یکباره سگی از پشت حمله کرد و ساق پای چپم را گاز گرفت. برگشتم و برای دور کردنش لگد نسبتا آرامی به او زدم. اما عصبی شد و این بار پای راستم را محکمتر گاز گرفت. چند نفر که در آن نزدیکی بودند به طرفم دویدند که سگ فرار کرد و رفت. با آنکه درد خفیفی در پاهایم احساس میکردم، به ورزش کردن ادامه دادم. وقتی به خانه برگشتم و لباسم را عوض کردم که بروم حمام، متوجه شدم شلوارم در اثر گاز گرفتگی پاره شده. تازه متوجه شدم که هر دو پایم زخمی شده و از پای راستم کمی هم خون آمده. چون بخش هاری مرکز بهداشت فقط ساعات اداری باز است، آن شب جای زخم را با آب و صابون شستم و فردا برای واکسن هاری به مرکز بهداشت چالوس مراجعه کردم. تا هنوز ادامه داستان را تعریف نکردهام توضیح دهم که پس از سه روز، همانگونه که در عکسها مشخص است هر دو پایم کبود شد و اکنون که بیش از ۱۰ روز از آن رویداد گذشته، همچنان پاهایم کبود است.وقتی در شبکههای اجتماعی داستان را تعریف کردم و از لزوم ساماندهی این حیوانات نوشتم، برخی همدردی کرده و خاطرات مشابهشان را نوشتند، برخی هم انتقاد کردند که با این نوشتهها به موج حیوانهراسی دامن میزنم. همانگونه که پیش از این هم نوشتم، شوربختانه یک فضای احساسی در میان بخش غالبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: شنبه 18 آذر 1402 ساعت: 1:25

ماه گذشته دو سفرنامهام که مربوط به سفرهای چند سال پیش است بهطور همزمان از سوی انتشارات اندیشه احسان و انتشارات انسانشناسی منتشر شد. بر هر دو نام مردمنگاری و خودمردمنگاری نهادم. مردمنگاری روشی است در انسانشناسی که پژوهشگر تلاش میکند با حضور در میدان پژوهش، گفتگو و مصاحبه عمیق با اهالی آن جامعه، مشاهده مشارکتی در زندگیشان و... به فهمی از فرهنگ برسد که نزدیک به فهم آن جامعه باشد. مردمنگاری سفر ترکیبی است از این روش با سفرنامهنویسی. یعنی در مردمنگاری سفر از سفرنامهنویسی صِرف فراتر رفته و ورود و حضورمان در آن نقطه بیشتر بر پایه وجود یک مسئله یا پرسش است؛ بیش از آنکه واژه به کار ببریم از مفاهیم نظری سود میجوییم؛ و برای تحلیل و تفسیر رویدادها نظریات انسانشناسی را به کار میگیریم. من در این سفرنامهها تلاش کردم تا جای ممکن به این شیوه نزدیک شوم. میزان موفقیتم در این زمینه را دیگران باید ارزیابی کنند. هرچند خودم به نقاط ضعفم در این زمینه تا حدودی آگاهم.۱- گفتگو با روح چنگیزخان: مردمنگاری سفر به مغولستاناین کتاب نتیجه و دستاورد سفری است که در تابستان ۱۳۹۶ به دعوت دانشگاه ملی مغولستان به این کشور رفتم و نزدیک بیست روز آنجا بودم. نیمی از این زمان را در میان عشایر مغول در چادرهای مغولی وسط استپها گذراندم و نیمی دیگر را در کلاسهای دوره «مغولشناسان جوان» در دانشگاه ملی این کشور شرکت کردم. پیش از این بخشهایی از این سفر را به شکل یادداشتهای پراکنده و به فراخور موضوع در رسانهها منتشر کرده بودم.در این کتاب تلاش کردم روایت تا حدودی مردمنگارانه از سفرم به مغولستان ارائه دهم. در این مردمنگاری سفر احساسات و تجربیاتم را از حضور در کشوری که اطلاعات بسیار اندکی از آن در ایران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1402 ساعت: 8:12

امیر هاشمی مقدم: انصافنیوزکلیپ و عکسهایی (اینجا) پخش شده که نشان میدهد دو روز پیش عدهای افراطی رفتهاند جلوی زیارتگاه استر و مردخای در همدان و پرچم اسرائیل را آتش زدهاند. یعنی جلوی یکی از زیارتگاههای مورد احترام یهودیان ایران. این رفتار نابخردانه از یکسو تعرض به مقدسات یهودیان، بهعنوان یکی از ادیان الهی و رسمی بر پایه قانون اساسی است و از سوی دیگر متهم کردن یهودیان کشورمان به همدستی با اسرائیل. یهودیان ایرانی یکی از شریفترین مردمان این سرزمیناند که تاکنون زیانشان به کسی نرسیده و رد پایشان در هیچ خرابکاریای کشف نشده است. در عوض میتوان به فهرست بلند بالای خدماتشان به این کشور در طول تاریخ پرداخت که پیشکش کردن شهدای یهودی در جنگ تحمیلی و البته کمکهای فراوان جامعه یهودیان ایران به رزمندگان ایرانی در جنگ جزو آخرین موارد است. جالب آنکه یهودیان ایرانی جزو قدیمیترین ساکنان این سرزمیناند که پیشینه حضورشان در ایران به ۲۵۶۲ سال پیش (۵۳۹ پ.م)، یعنی زمان آزادیشان از چنگ پادشاه بابل توسط کوروش بزرگ میرسد که بسیاریشان ترجیح دادند همراه کوروش به سرزمینهای آن روزگار ایران بیایند. به راستی چند نفر از ما میدانیم که چند نسل پیشمان چه کسانی بودند و از چه زمانی ساکن این خاک و سرزمین مقدس بودهایم؟ پس از تشکیل حکومت اسرائیل نیز علیرغم همه تطمیع و وعدههایی که از سوی اسرائیل دریافت کردند، حاضر به ترک میهنشان نشدند. اگرچه عده زیادیشان هم رفتند و شهروند اسرائیل شدند، اما آیا رفتارهای همین انگشتشمار افراطگرایان به ظاهر مسلمان یکی از عوامل این ترک میهنشان نبود؟زیارتگاه استر و مردخای پیش از این نیز شوربختانه مورد بیحرمتی قرار گرفته بود و باز شوربختانهتر، موارد مشابه دیگریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: جمعه 5 آبان 1402 ساعت: 0:46

به بهانه دفاع جنجالی پایاننامه انسانشناسیامیر هاشمی مقدم: انصافنیوزپخش فیلمی کوتاه (اینجا) از آغاز جلسه دفاع پایاننامه ارشد لیلا حسینزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد انسانشناسی دانشگاه تهران اصلیترین موضوع بحث فضای مجازی روزهای اخیر بود. به سه دلیل بر خودم لازم دیدم درباره برخی از زوایای این موضوع نکاتی را بنویسم: نخست اینکه قومگرایی و ملیگرایی یکی از حوزههای مطالعاتیام است که سالهاست دربارهشان میخوانم و مینویسم. دوم اینکه من نیز انسانشناسی خواندهام و نسبت به این رشته و حاشیههایش حساسم. بالاخره و سوم اینکه دو تن از استادان این جلسه دفاع، از دوستان نزدیکم هستند و حتی پیش و پس از جلسه دفاع چندین بار با من درباره این پایاننامه گفتگوی تلفنی و مشورت کرده بودند.در اینجا نوشته به نسبت مفصلم را حول سه موضوع نظم میدهم: نخست درباره حاشیههای جلسه دفاع، دوم درباره کیفیت و اعتبار پایاننامه این دانشجو و سوم درباره نسبت میان انسانشناسی و مطالعات قومیت در ایران.۱. درباره حاشیههای جلسه دفاع پایاننامه خانم حسینزاده:دانشجوی یادشده به هر دلیلی مدتی در زندان بود و دچار معضل سنوات شد. دکتر عربستانی بهعنوان مدیر گروه انسانشناسی که بعدها راهنمای این پایاننامه هم میشود، در توافقی نانوشته با امور آموزشی دانشکده (که رفتاری غیر رسمی اما انساندوستانه در بسیاری از دانشگاههاست) جلسه دفاعی برای این پایاننامه ترتیب میدهد تا زودتر دانشجوی یادشده دانشآموخته شود. مهرداد عربستانی استاد راهنما، ناصر فکوهی استاد مشاور، جبار رحمانی و زهره انواری هم استادان داور تعیین میشوند. هرچند دانشجوی یادشده نمیتواند پایاننامهاش را کامل کند و دوباره استاد راهنما با صحبت با مشاور و داوران، تلاش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1402 ساعت: 19:15

سال پیش حدود یکصد زائر ایرانی تا یک روز پیش از اربعین به دلایل مختلف جان خود را از دست دادند. از گرمازدگی و سکته گرفته تا تصادف در جاده. همین شد که «گروه بررسیهای راهبردی میراث» به فکر انجام یک پژوهش آسیبشناسانه جامع درباره این آیین افتاد. از آنجا که تخصصی در حوزه انسانشناسی گردشگری کار میکنم، انجام این پژوهش را به من سپردند.یک ویژگی این پژوهش این بود که برای نخستین بار نظرات و دیدگاههای مخالفان برگزاری این آیین نیز در آن منعکس شد. همچنین برخلاف دیگر گزارشها و پژوهشها که عمدتا به مزایای این آیین پرداختهاند، در این گزارش ضمن تایید مزیتهای این آیین، تنها به آسیبهایی که در این شیوه برگزاری پیادهروی اربعین رخ میدهد پرداخته شده است. اتفاقا برخی از این دیدگاههای آسیبشناسانه از خلال مصاحبه مجازی در اینستاگرام و شبکههای مجازی به دست آمد. به دوستان نادیدهای که لطف کرده و مصاحبه مجازی کرده بودند، قول داده بودم پس از انتشار گزارش این پژوهش، آنرا با ایشان نیز در میان بگذارم. گزارش کامل هفته پیش در سایت و شبکههای اجتماعی گروه بررسیهای راهبردی میراث منتشر شد و بازتاب گستردهای داشت. خبرگزاریهای داخلی به آن پرداختند و موسسه عراقی البیان هم چکیدهاش را به عربی منتشر کرد.امروز که مصادف با اربعین است، لینک گزارش کامل این پژوهش (اینجا)، چکیده این گزارش (اینجا برای کسانی که وقت کافی ندارند)، فایل گفتگوی صوتی ۱۲ دقیقهایام درباره این گزارش و بالاخره چکیده عربی این گزارش (اینجا) را در استوری گذاشتهام. این استوری در دسته «ایران بزرگ فرهنگی» در دسترس است. این گزارش در قالب کتاب نیز به زودی توسط انتشارات آرما به بازار خواهد آمد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 13:17

نویسنده متن نقد و معرفی: امیر هاشمی مقدم: روزنامه شرق (۲۲ اسفند ۱۴۰۱)ایسف رمان نسبتا کوتاهی است (۱۶۸ صفحه) به قلم سیدحمید پورمحمدی که در سال ۱۴۰۰ توسط نشر ثالث در ۷۷۰ نسخه و با بهای ۳۸۵۰۰ تومان منتشر شده است.پورمحمدی در این اثر، زندگی خانوادهای روستایی در استان چهارمحال و بختیاری به تصویر میکشد. این رمان ۸ بخش دارد که در هر بخش یکی از شخصیتها یا رویدادهای مرتبط با این خانواده توصیف میشود که به ترتیب اینهاست: کاکا (پدر خانواده)، ماهخانم (مادر خانواده)، ناخوشی (درباره بیماری ایسف)، قدمخیر (دختر بزرگ خانواده)، کفایت (دختر دوم)، آقای مدیر (درباره مدرسه روستا)، مرگ شیرین (مادر ماهخانم)، و امتحان نهایی (پایان تحصیلات ابتدایی ایسف). یک فرهنگ الفبایی اصطلاحات بختیاری در رمان هم در پایان کتاب آمده است.اگرچه مکان این روستا و زمان دقیق رویدادها بیان نشده، اما از روی توضیحات و نشانهها میتوان تشخیص داد که روستایی از منطقه مشایخ، بخش ناغان، شهرستان شلمزار در استان چهارمحال و بختیاری است. زمان رویدادها هم تقریبا با فضای دهه ۱۳۴۰ خورشیدی همخوانی دارد؛ اگرچه میتوان اواخر دهه ۳۰ و اوایل دهه ۵۰ را نیز در این چارچوب دید.ایسُف (تلفظ بختیاری یوسف) فرزند کاکا و ماهخانم و از اصلیترین شخصیتهای رمان است. داستان از ماجرای عشق ناکام کاکا و نهایتا ازدواج نسبتا اجباریاش با ماهخانم آغاز شده و تا نوجوانی و مهاجرت یوسف که تنها پسر این خانواده و عزیز دردانهشان است به شهر، ادامه مییابد.پورمحمدی در این رمان تلاش کرده محدودیتهای زندگی در جامعه روستاییِ بیش از نیمسده پیش در منطقه بختیاری (که در دیگر مناطق روستایی نیز کمابیش همین وضع بوده) و بهویژه شرایط دشوار زندگی جوانان و زنان روستایی را بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا باقریان تاريخ: شنبه 27 اسفند 1401 ساعت: 18:05

صفحه بندی